گر از قفس گریزم کجا روم،کجا من!
کجا روم که راهی به گلشنی ندارم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من
نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
چو تخته باره بر موج رها رها رها من
ز من هر آن که او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلوییبه یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود! نبودنم چه کاهد!
که گوید به باسخ که زنده ام چرا من
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته،ای دوست هوای گریه با من.
ما را در سایت بوی خدا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 221